از اين قطب مظهر و مرآت آن قطب مجرد حقيقى است ، اما غير از او نيست .
شعر [ پيش اصل خويش چون بىخويش شد ]
پيش اصل خويش چون بىخويش شد * رفت صورت جلوهء معنيش شد
و اگر او را باصطلاح ديگر پير كامل يا شيخ مكمل يا عارف و اصل يا مرشد قابل خوانيم ، يا عالم ربانى و ولى سبحانى بجاست كه در شريعت خليفهء محمد مصطفى ( ص ) است و در طريقت بنص ولايت نايب مناب على مرتضى .
شعر [ كيست آن شاهسوار خوش و خرم كه دو كون ]
كيست آن شاهسوار خوش و خرم كه دو كون * بستهء بند قبا و علم دو شش باد
جلال الدين رومى قدس سره فرموده :
مهدى و هادى ويست اى راهجو * هم نهان و هم نشسته پيش رو
او چو نور است و خرد جبريل او * ان ولى كم از او قنديل او
و آنكه زين قنديل كم مشكات ماست * نور را در مرتبت ترتيبهاست
زانكه هفتصد پرده دارد نور حق * پردههاى نور دان چندين طبق
از پس هر پرده قومى را مقام * صفصفند اين پردههاشان تا امام
روان سلاطين فقر و پيران ارشاد شاد بمحمد و على و آلهما الامجاد .
اى درويش محبت سرمايه آدمى است ، و آدمى بىمحبت را سودى از خلقت نيست . هركه تخم محبت در مزرع دل كاشت هر ثمرى