و الدرجة الثالثة « 1 » : همّة تصاعد عن الأحوال « 2 » و المقامات
، و ترزي بالأعواض و الدرجات ، و تنحو عن النعوت نحو الذات .
يعنى : همّتى است كه تعلّق نمىگيرد مگر به حقّ ، و تصاعد مىكند از احوال ؛ چرا كه او اعطاى همّتها است ، تعلّق نمىگيرد به وسايطى كه او وارداتى است كه متأثّر مىشود به او نفس سالك ، يا تجلّيات نوريهاى است از مواهب - مثل شوق و وجد و ذوق و امثال اينها - يا مقاماتى - مثل توكّل و رضا و تفويض و امثال اينها - چرا كه اينها مطالبى است از براى اهل همّتهاى قاصره و مقاصدى است از براى قاعدين تحت ذلّ حجاب از نفوس ناقصه .
و « تزري بالأعواض و الدرجات » يعنى : « 3 » استحقار مىكند ثواب و اجور اعمال را ، و همچنين درجات جنّات عاليه و منازل رفيعه را . چرا كه آن همّت بالاتر است از ما سواى حقّتعالى .
« و قصد مىكند از نعوت به جانب ذات ؛ » يعنى قصد نمىكند تجلّيات افعال و صفات و اسما را ، و نمىايستد نزد اينها ، بلكه قصد مىكند از آنها جانب ذات را ، و اكتفا نمىكند به شهود حقّ « 4 » بر حضرات اسما و صفات ، بلكه تجاوز مىكند او را به سوى فنا در عين احديت ، و بريده شدن از ربقهء انّيت و اثنينيت ، و خدا باقى است بعد از فناى خلق .
هامش
( 1 ) . اصل : الثانية .
( 2 ) . اصل : الأعمال .
( 3 ) . اصل : - « تزري بالأعوارض و الدرجات » يعنى .
( 4 ) . اصل : به شهودى .