و هى على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : همّة تصون القلب من خسّة الرغبة في الفاني
، و تحمله على الرغبة في الباقي ، و تصفّيه من كدر التواني .
( يعنى : همّتى است كه نگه مىدارد قلب را از خسّت رغبت در فانى . )
« نگهداشتن قلب از خسّت رغبت در فانى » زهد است در دنيا و ما فيها ، بلكه در دارين و نعيم او ، بلكه در ما سواى حقّ از ممكنات . چرا كه هر ممكنى فانى است ، از براى قول خداى تعالى كه :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 1 » و شكّى نيست آنكه فانى به نسبت به باقى ابدى « 2 » و ظلمت به نسبت به نور خسيس است ، و رغبت در خسيس خسيس است . پس به درستى كه طالب خسيستر است از مطلوب .
« و همّتى است كه حمل مىكند او را بر رغبت در باقى ؛ » يعنى و حمل مىكند اين همّت صاحبش را بر رغبت در باقى ؛ « 3 » و او حقّتعالى است . زيرا كه كلّ ماعداى او ممكن است ، و ممكن فانى است در ذات خود . به درستى كه باقى مىماند چيزى كه باقى مىماند از او به بقاى حقّ ؛ و چه نيكوست قول لبيد شاعر در اين معنى كه ( شعر ) :
ألا كلّ شيء ما خلا اللّه باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل « 4 »
« و همّتى است كه صاف مىكند او را از كدورتهاى توانى . » توانى تقصير و تفريط است در طلب ؛ و اين نمىباشد مگر از براى تعلّق به كدورتها و تعوّق به علل يا به آراميدن به سوى طبيعت و مقتضيات او به كسل ؛ و كلّ اينها كدورتها است كه مكدّر مىكند دل را و منع مىكند او را از جدّ در طلب .
هامش
( 1 ) . قصص / 88 .
( 2 ) . اصل : - ابدى .
( 3 ) . اصل : - يعنى و حمل مىكند اين همّت صاحبش را بر رغبت در باقى .
( 4 ) . از پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است كه « اين درستترين بيتى است كه عرب سروده است . » ر . ك :
صحيح بخارى ، ج 5 ، ص 53 و صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1768 .