و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : إلهام نبيّ يقع وحيا قاطعا
، مقرونا بسماع أو مطلقا .
چونكه « وحى » در لغت اشارهء خفيّه و « الهام » نيز افهام و القاى از براى معنى در قلب است ، اطلاق كرده شده است احدهما را بر ديگرى از براى تقارب معنى ايشان ، بلكه از براى اتّحاد ايشان در معنى ، فرمود خداى تعالى كه :
وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ
« 1 » ،
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ
« 2 » ، پس تخصيصى نيست از براى وحى به انبيا شرعا ، هرچند كه غالب شده است عرفا ؛ و همچنين آمده است « تفهيم » از براى انبيا ، مثل قول خداى تعالى كه :
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ
« 3 » ، و معنى تفهيم الهام است ؛ پس از اين جهت است كه اضافه كرد شيخ ، الهام را به سوى نبىّ و ناميد او را « وحى » .
و قوله : « قاطعا » يعنى وحى يقينى قطعى كه شكّى نباشد در او .
« مقرون باشد به سماع » يعنى بوده باشد مسموع .
« يا مطلق » يعنى تفهيم قطعى به غير سماع .
و الدرجة الثانية : إلهام يقع عينا
؛ و علامة صحّته أنّه لا يخرق سترا ، و لا يجاوز حدّا ، و لا يخطئ أبدا .
يعنى : واقع مىشود عيان ، و علامت صحّت او آن است كه صاحب او خرق نمىكند ستر احدى را و رسوا نمىكند او را . پس به درستى كه او امين و صاحب فتوّت است . پس اگر افشا كند سرّ احدى را و هتك نمايد ستر او را و رسوا كند او را ، زائل مىشود از او الهام و منقطع مىشود .
« و تجاوز نمىكند حدّى را » از حدود شرعيه ، و مرتكب نمىشود به او معصيتى
هامش
( 1 ) . مائده / 111 .
( 2 ) . نحل / 68 .
( 3 ) . انبياء / 79 .