و همچنين واجب است « ضبط سرور از مشابهت جرأت » ، و « مضاهات » مشابهت است و « جرأت » فروگذاشتن است با طبيعت ، و كنده شدن و كشيده شدن است از قيود ادب ، و اهمال است به ترك محافظت از مخالفت ، و نازيدن است به اعمال و احوال .
و « سرور » محمود است مادام كه محفوظ باشد از تجاوز حدّ تا متأذّى نشود به فرح به چيزى كه عطا كرده شده است يا كرده است ، فرموده است خداى تعالى :
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 1 » ، و فرمود كه :
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ
« 2 » ؛ پس مىباشد نيز از باب تعدّى مذكور . پس حسن ادب مراعات حدّ است ميان افراط و تفريطى كه ايشان از سوء ادبند .
الدرجة الثانية : الخروج من الخوف الى ميدان القبض ، و الصعود عن الرجاء إلى ميدان البسط ، و الترقّى عن السرور إلى ميدان المشاهدة .
« خوف » و « رجا » هر دو از صفات نفس است ، و « قبض » و « بسط » از صفات قلب است ؛ پس اين دو ، اصل آن دوتاست ؛ و خوف و رجا فرع آن دواند در تنزّل ؛ از اين رو گفته شده است كه : « قلب در مقام خوف و رجا بين لمّتى « 3 » ملك و شيطان است ، و قبض و بسط ميان اصبعين از اصابع رحمان است . « 4 » »
پس سالك هرگاه ترقّى نمود به سوى مقام قلب بيرون رفت از تنگى خوف به
هامش
( 1 ) . آل عمران / 188 .
( 2 ) . قصص / 76 .
( 3 ) . فرهنگ لاروس ( ج 2 ، ص 1787 ) : « للشيطان لمّة » براى شيطان راهى است ، برخى نيز گفتهاند : براى شيطان نزديكى است . « فأصابته من الجنّ لمّة » او جنون اندكى يافته است .
( 4 ) . اين كلام تلمسانى - در شرح منازل السائرين ، ص 291 - است و به دو حديث مشهور اشاره دارد : 1 - « إنّ للشيطان لمّة بابن آدم و للملك لمّة . . . » بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 317 ؛ ج 63 ، ص 141 ؛ . . . و سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 219 . 2 - « ما من قلب إلّا بين إصبعين من أصابع الرحمن . . . » مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 525 .