علىّ رضى اللّه عنه .
و داخل مىشود در او اسرافات مذمومه در وضو و غسل و نيّت و ساير امور شرعيه ، فرموده است خداى تعالى كه :
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ
« 1 » .
و امّا « جفا » پس همچنانكه مىكنند بعضى خلفاى تاركين از براى فرائض و مهملين از براى آداب در ما بين ايشان و بين اللّه و در ما بين ايشان و بين عباد اللّه ، از جرأت بر خداى تعالى در احكام او ؛ و ترك حقوق ناس و ضايع گردانيدن او ، و هتك حرمات ايشان و عرضهاى ايشان ، مثل : تنابز به القاب « 2 » و ارتكاب فسوق و عصيان و مزاح منهىّ شرعا .
( پس از ادب حفظ حدّ است ميان غلوّ و جفا . ) « از براى معرفت ضرر عدوان ؛ زيرا كه حفظ حدّ حاصل نمىشود مگر از براى كسى كه بشناسد حدّ را و ضرر تعدّى را ؛ و عدوان تعدّى حدود است ، و ضرر او تعرّض است از براى سخط الهى ، و ردّ شدن از جناب قرب ، و اخراج از ديوان صدّيقين ، و نشانمند شدن به ظلم ، فرمود خداى تعالى :
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 3 » .
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : منع الخوف أن يتعدّى إلى الأياس ، و حبس الرجاء أن يخرج إلى الأمن ، و ضبط السرور أن يضاهي الجرأة .
رجا و خوف متقابلاناند ؛ پس واجب است آنكه بوده باشد در ما بين ايشان ،
هامش
( 1 ) . مائده / 77 .
( 2 ) . تنابز به القاب به معناى القاب زشت به يكديگر دادن است كه در قرآن كريم ( حجرات / 11 ) نيز از آن نهى شده است .
( 3 ) . بقره / 229 .