حديث داود عليه السّلام - و ممكن نيست قيام به اداى شكر مگر به استعمال آلات و جوارح كه كلّ آنها نعم است ؛ پس شكر نيست مگر تجدّد نعم محتاجهء به سوى شكر - و متسلسل مىشود - پس مرجع او به سعت برّ بارّ رحيم و رحمت اوست .
پس از اين جهت بود كه گفت كه : « از سعت نيكى بارى است كه او شمرده است او را شكر » يعنى با آنكه او نيست شكر ، بلكه نعمت جديدى است .
« و وعده كرده است بر او زيادت ، و واجب گردانيده است از براى او مثوبت را « 1 » » و كلّ اين از محض امتنان و شمول احسان و سعت جود و رحمت رحمان است ؛ پس به درستى كه رحمت او وسعت دارد همه چيز را .
و الدرجة الثانية : الشكر على المكاره
، و هذا ممّن يستوي عند الحالات : إظهار الرضاء ؛ و ممّن يميّز بين الأحوال : كظم الغيظ ، و ستر الشكوى ، و رعاية الأدب ، و سلوك مسلك العلم ؛ و هذا الشاكر أوّل من يدعى إلى الجنّة .
يعنى : به درستى كه شكر بر مكاره نمىباشد مگر از كسى كه تمييز كند ميان احوال يا « 2 » از كسى كه تمييز نكند و مساوى باشد نزد او احوال - كلّ احوال - اعمّ از آنكه بوده باشد محابّ يا مكاره . و ثانى صاحبمقام « رضا » ست ، پس شكر او اظهار رضاست از آنچه نازل شود به او .
و كسى كه تمييز كند ميان احوال ، و نرسيده باشد به مقام رضا و محبّت ، پس شكر او « فروخوردن خشم » است كه اصابت كرده است او را از مكروه ، و « پوشانيدن شكايت است از جهت رعايت ادب . » پس به درستى كه اظهار شكايت سوء ادب و مخالفت علم است ؛ و كسى كه نبوده باشد صاحبحال ، واجب است آنكه سلوك كند مسلك علم را ، و علم حكم مىكند به شكر در سرّاء و ضرّاء ، و به حمد حقّ بر همه حال ؛ و حمد رأس شكر است .
هامش
( 1 ) . اصل : - را .
( 2 ) . اصل : و .