باب الشكر
قال اللّه تعالى :
وَ قَلِيلٌ
« 1 »
مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
« 2 » .
تفخيم كرد شكر را به آنكه عباد خاصّهء او اقامت نمىتوانند كرد به او مگر قليلى از ايشان .
[ معناه ]
و الشكر اسم لمعرفة النعمة ؛ لأنّها السبيل إلى معرفة المنعم ؛ و لهذا المعنى سمّى اللّه - تبارك و تعالى - الإسلام و الإيمان في القرآن شكرا « 3 » .
به درستى كه گردانيد شكر را اسم از براى معرفت نعمت ؛ چرا كه نعمت اثر منعم است ، و استدلال به « اثر » بر « مؤثّر » ايمان يقينى است ، همچنانكه وارد شده است در حديث قدسى كه : « كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن اعرف فخلقت الخلق و تحببت إليهم بالنعم حتّى عرفوني » « 4 » . و از اين جهت بود كه گفت : « لأنّها السبيل إلى معرفة المنعم » .
و ديگر تصوّر نمودن نعمت از منعم و معرفت آنكه آن نعمت نعمتى است از او عين شكر است ، همچنانكه روايت شده است از داود عليه السّلام كه او گفت : « يا ربّ ! چگونه شكر گويم تو را و حال آنكه شكر نعمت ديگر است از تو كه محتاج مىشوم بر آن شكر به سوى شكرى ديگر ؟ » پس وحى كرد به او خداى تعالى كه : « يا داود ! هرگاه دانستى آنكه آنچه به تو است از نعمت پس از من است ، بتحقيق كه شكر كردهاى مرا » « 5 » .
هامش
( 1 ) . اصل : قليلا .
( 2 ) . سبأ / 13 .
( 3 ) . اصل : شكر .
( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 199 و 344 .
( 5 ) . با اندكى تفاوت اين روايت در شأن حضرت موسى عليه السّلام وارد شده است ؛ ر . ك : الكافي ، ج 2 ، ص 98 .