بوده باشد بر ذكرى از او .
« از جهت ابقاى بر ايمان » يعنى محافظت بر او تا باقى بماند صحيح و سالم - به درستى كه تصديق وعيد از ايمان است - و از جهت تعظيم از براى حرمات خداى تعالى ، و از جهت حفظ از براى حدودش .
و « از جهت حذر نمودن از جزا » و او ضعيف است ؛ چرا كه حذر از جزا ، خوف عقاب است ؛ و حفظ حرمت اولى و اعلاست از خوف عقاب ؛ پس به درستى كه او علّت است ؛ و دليل بر اين قول اوست كه : « و أحسن منها الصبر عن المعصية حياء » .
به درستى كه حيا انسب است به حفظ حرمت از او تا خوف عقاب ؛ به درستى كه او نمىباشد مگر از براى تعظيم ؛ چرا كه حيا نمىباشد مگر از براى احتشام از مخالفت ، و حشمت نمىباشد مگر نزد حضور نفس با حقّ در مقام احسان ، و خوف عقاب از براى حضور با عقوبت و حفظ نفس است ، و صاحب حيا با حقّ « 1 » است ، و صاحب خوف با نفس است ، و ميان ايشان فرقى بعيد است .
و نيز به درستى كه « حيا » شيمهء احرار و اشراف است ، و « خوف » شيمهء عبيد و ارذال است ، پس مىباشد احسن از حذر .
و الدرجة الثانية : الصبر على الطاعة بالمحافظة عليها دواما
، و برعايتها إخلاصا ، و بتحسينها علما .
صبر بر طاعت فوق صبر از معصيت است . چرا كه اين صبر مستلزم صبر است از معصيت ، قال اللّه تعالى :
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
« 2 » . و خصوصا هرگاه مداومت نمايد صاحب طاعت بر محافظت طاعت از آفات و اداى او در اوقات ، و احتياط كند در شرايطش و اركانش ، و نگهدارد او را از ريا و نقص ، و زينت دهد او را به اخلاص و خشوع و حضور قلب ، و نيكو كند او را به مطابقت علم
هامش
( 1 ) . اصل : باحيا .
( 2 ) . عنكبوت / 45 .