باب الصبر
قال اللّه تعالى :
وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
« 1 » .
به درستى كه گفت : « و نيست صبر تو مگر به خداى تعالى . » چرا كه صبر نمىباشد مگر به قوّت ، و « قوّت از براى خداست جميعا » « 2 » پس كسى كه تأييد نكند او را خداى تعالى به قوّت خود ، استطاعت نمىدارد او اينكه صبر كند .
[ معناه ]
و الصبر حبس النفس على جزع كامن عن الشكوى .
يعنى : حبس نفس است از اظهار جزع به شكايت كردن به غير با پنهان بودن جزع در باطن .
و اعتبار كرد در او پنهان بودن جزع را ؛ چرا كه اگر نبوده باشد جزع پنهانشونده در باطن نمىباشد حبس از براى نفس ؛ پس نمىباشد صبر ، بلكه مىباشد رضا .
و مراد به « شكوى » شكايت است به سوى غير حقّتعالى ؛ چرا كه شكايت به سوى خداى تعالى در باب صبر محمود است ؛ آيا نمىبينى تو كه ايّوب عليه السّلام چگونه شكايت كرد به پروردگار خود به قولش كه :
أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ
« 3 » با آنكه خداى تعالى مدح كرده است او را به قول خودش كه :
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
« 4 » ؛ و چگونه شكايت كرد يعقوب عليه السّلام به قولش كه :
إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ
« 5 » با آنكه بود او از جملهء صابران .
چگونه ( مىباشد شكايت نكردن به خداى تعالى ) و حال آنكه ترك شكايت
هامش
( 1 ) . نحل / 127 .
( 2 ) . بقره / 165 .
( 3 ) . ص / 41 .
( 4 ) . ص / 44 .
( 5 ) . يوسف / 86 .