و الدرجة الثانية : معاينة الاضطرار
؛ فلا يرى عملا منجيا ، و لا ذنبا مهلكا ، و لا سببا حاملا .
يعنى : معاينهء اضطرار در حكم خداى تعالى بر او و عدم اختيار ، و انتفاى اقتدار و دوام افتقار ؛ « 1 » پس نمىبيند از براى سعى خودش اثرى و نه از براى غير خداى تعالى تأثيرى ؛ پس نمىباشد نجاتى مگر به رحمت او ، و نه هلاكى مگر به نقمت و عذاب او ، از براى اوست حكم و امر و مشيّت و قدرت ؛ پس نمىباشد عملى كه نجات دهد و نه گناهى كه شقىّ گرداند و نه سببى كه حمل كند احدى را بر فعلى ؛ پس به درستى كه اوست حامل و فاعل . پس نمىايستد با سبب ، بلكه مىباشد با مسبّب .
و الدرجة الثالثة : شهودك انفراد الحقّ بملك « 2 » الحركة و السكون
، و القبض و البسط ، و معرفته بتصريف التفرقة و الجمع .
اين درجه « شهود » است و درجهء قبل از اين « يقين » است ؛ يعنى شهود انفراد حقّ در هر چيزى كه صادر مىشود از كون - از حركت و سكون و قبض و بسط - پس نمىبيند چيزى از اينها را از غير او ، و نه واسطهء در وجود آن ، بلكه مشاهده مىكند ظهور حقّ را در صور اكوان ؛ حركت مىدهد چيزى را كه متحرّك مىشود بانفراده ، و ساكن مىگرداند چيزى را كه ساكن مىشود وحده ، اوست باسط به حركت و قابض به سكون .
و بشناسد آنكه اوست گرداننده به سوى تفرقه از براى كسى كه مىايستد با تفرقه و ميل مىكند به سوى او ، و اوست گردانندهء به سوى جمع از براى كسى كه اقامت مىكند در جميع يا ميل مىكند به سوى او ؛ هدايت مىكند كسى را كه مىخواهد به سوى جمع - يعنى حقّ وحده منفرد - يا گمراه مىكند كسى را كه خواهد به احتجاب
هامش
( 1 ) . اصل : - و دوام افتقار .
( 2 ) . اصل : يملك .