باب الإخلاص
قال اللّه تعالى :
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
« 1 » .
يعنى : نمىباشد دين خالص صافى از هر شائبهاى از ريا يا آفتى از عجب و تزيّن و غير اين ، مگر از براى خداى تعالى ؛ و اين است معنى قولش كه :
[ معناه ]
الإخلاص تصفية العمل من كلّ شوب ؛
و هو على ثلاثة درجات :
الدرجة الاولى : إخراج رؤية العمل من العمل
، و الخلاص من طلب العوض على العمل ، و النزول عن الرضا بالعمل .
« اخراج رؤيت عمل از عمل » آن است كه اعتداد و اعتبار به عمل خود نكند و نبيند آنكه او از كسب اوست ، پس چگونه مستحقّ مىشود به آن عمل ثوابى را ؟
بلكه ببيند او را محض موهبتى كه جارى گردانيده است او را خداى تعالى بر دست او ؛ و به اين خلاص مىشود از طلب عوض بر عمل ؛ پس به درستى كه او هرگاه ببيند كه هر چيزى كه جارى مىشود بر او از اعمال او و حسنات او ، فضل و امتنان از خداى تعالى ، نمىبيند براى او ثوابى . زيرا كه نيست از براى او مدخلى در وجود عملش ؛ چگونه مدخلى باشد او را و حال آنكه او عبدى است ذليل ، نه حولى است از براى او و نه قوّتى مگر به خداى تعالى ، و عمل نمىباشد مگر به حول و قوّت .
پس كسى كه نباشد از براى او به نفس خود هيچگونه حولى و قوّتى ، نمىباشد از براى او عملى . پس چگونه طلب مىكند جزاى چيزى را كه نكرده است او را ؟
و معنى « نزول از رضاى به عمل » آن است كه استحسان نكند عمل خود را ؛ پس
هامش
( 1 ) . زمر / 3 .