و در حديث « 1 » آمده است كه هركه سواى رسول اللّه است ، روز قيامت مىگويد :
« نفسى نفسى » و او عليه السّلام مىگويد : « امّتى امّتى » ؛ و مثل حزن يعقوب بر يوسف عليهما السّلام در قول او كه :
إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ
« 2 » .
و « تحزّن » تكلّف حزن است .
و « عارضات دون الخواطر » امورى است كه عارض مىشود ، پس منع مىكند واردات را - مثل وارد « 3 » قبض عارض كه دون وارد بسط است « 4 » ، و هر چيزى كه وارد مىشود از عالم جلال ، حكم مىكند به قبض و منع مىكند انوار جمال موجبهء از براى فرح و بسط را - يا منع مىكند انفاذ خواطر رحمانيّه را .
و « معارضات قصود « 5 » » چيزى است كه نقض مىكند عزايم ايشان را از قبل خداى تعالى ، پس بسيار است كه قصد مىكنند ايشان طريقى كه سلوك مىكنند او را در خداى تعالى به اختيار خودشان ؛ و اختيار كرده است خداى تعالى از براى ايشان طريق ديگر را ؛ مىداند كه او اولى و اليق است به ايشان . پس معارضه مىكند ايشان را در اين ، و سلوك مىفرمايد ايشان را در چيزى [ كه ] اولى و اليق است به ايشان .
و « اعتراضات بر احكام » آن است كه خطور مىكند از براى ايشان خواطر اختيار بر چيزى كه اختيار كرده است خداى تعالى از براى ايشان . پس متحزّن مىشوند از براى اين ، بنا بر آنكه ايشان ترك نكردهاند اختيار را به اختيار حقّ . فرمود خداى تعالى كه :
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً
« 6 »
أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
« 7 » ، و فرمود كه :
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
« 8 » .
و گاهى واقع مىشود از ايشان اعتراض بر احكام واردهء بر ايشان از حقّ از جهت غلبه ، پس متحزّن مىشوند از براى چيزى كه صادر شده است از ايشان از سوء
هامش
( 1 ) . الأمالى ( شيخ صدوق ) ، ح 3 ، ص 176 .
( 2 ) . يوسف / 13 .
( 3 ) . اصل : واردات .
( 4 ) . اصل : بسط دارد .
( 5 ) . اصل : قصور .
( 6 ) . اصل : - أمرا .
( 7 ) . احزاب / 36 .
( 8 ) . قصص / 68 .