باب السماع
قال اللّه تعالى :
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ
« 1 » .
يعنى : [ اگر خدا در آنان خيرى مىشناخت ] هرآينه مىشنوانيد ايشان را خير ؛ و او چيزى است كه در اوست صلاح ايشان .
[ معناه ]
نكتة السماع حقيقة الانتباه .
و او به حسب حال متنبّه و رتبهء اوست ، پس هرگاه بشنود معنى را ، متنبّه مىشود بر نصيب خودش از او - يعنى بر مقصودش كه لايق است به او حسب حال خودش - و از اين جهت است كه گفتهاند كه : « سماع تيزكننده و برانگيزانندهاى است كه تيز مىكند و برمىانگيزاند هر احدى را به سوى وطنش » ؛ يعنى مقصد او كه خاصّ است به او .
و هو على ثلاث « 2 » درجات :
سماع العامّة
ثلاثة أشياء : إجابة زجر الوعيد رغبة .
يعنى : ( اجابت زجر و وعيد است ) از روى ورع و پرهيز كردن از آنچه نهى كرده شده است از او ، و از روى طاعت از براى زاجر ، نه از جهت خوف در وعيد .
و منشأ سماع صاحب اين وصف ، فراق و صدّ « 3 » و هجران است ؛ و مصحوب اوست اعتذار . چرا كه فراق هرگاه كه بوده باشد مراد محبوب ، واجب است آنكه
هامش
( 1 ) . انفال / 23 .
( 2 ) . اصل : ثلاثة .
( 3 ) . صدّ : پشت كردن ، بگرديدن ، اعراض كردن ، بازداشتن .