مخصوص شدن يعقوب به چشيدن جام حق از روى يوسف عليه السلام 176
نوميد شدن انبيا - عليهم السلام - از قبول نصيحت 177
ديدن خواجه غلام [ خود را ] سپيد و ناشناختن [ كه ] اوست 177
جواب گفتن امير المؤمنين به حمزه رضى اللّه عنه 179
در بيان آنكه هرچه غفلت و غم [ و ] كاهلى [ كاهل است ، از تن است ] 180
فرق در ميان دانستن چيزى به مثال و تقليد [ و ميان دانستن ماهيّت آن چيز ] 183
قصّهء وكيل صدر جهان كه متّهم شد و از بخارا [ گريخت ] 184
عزم كردن عاشق كه رجوع كند به بخارا لاابالىوار 185
جواب گفتن عاشق لاابالى ناصح عاذل را 186
جواب گفتن [ عاشق ] عاذلان را 187
تمثيل گريختن مؤمن و بىصبرى او در [ بلا به اضطراب و بىقرارى نخود در جوش ] 187
عذر گفتن كدبانو با نخود و حكمت در جوش دادن كدبانو مر نخود را 189
باقى قصّهء مهمان مسجد مهمانكش 191
در بيان ملاقات آن عاشق لاابالى با صدر جهان 193
به هوش آمدن عاشق از بيهوشى 196
دفتر چهارم 201
غرض از سميع و بصير و عليم گفتن خداى را 203
گفتن آن جهود علىّ - كرّم اللّه وجهه - را [ كه اگر اعتماد دارى بر حافظى حق ، از سر اين كوشك خود را درانداز ] 203
قصّهء مسجد اقصى و خرّوب و عزم كردن داود [ بر بناى مسجد ] 205
شرح
( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ )
206
بقيّهء قصّهء بناى مسجد اقصى 208
در بيان آنكه حكماى طبيعى گويند كه آدمى [ عالم صغرى است ] 208
تفسير اين حديث كه « مثل امّتى كمثل سفينة نوح » 209