پرسيدن حضرت موسى - عليه السلام - [ از حقّ تعالى سرّ غلبهء ظالمان ] 113
ترك گفتن آن ناصح بعد از متابعت پندآموز را 115
بقيّهء قصّهء بايزيد و آن شيخى كه گفت : كعبه منم 116
دانستن پيغمبر - عليه السلام - كه سبب رنجورى آن شخص ، مشورت است 117
بار دويم در سخن [ كشيدن ] آن سائل آن بزرگ را تا حقيقت [ حال او معلومتر گردد ] 118
مثال در بيان معنى « نؤمن بالقدر خيره و شرّه » 120
وصيّت كردن پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بيمار را 121
فوت شدن دزد 122
جواب گفتن ابليس معاويه را 123
انديشيدن يكى از اصحاب به انكار 123
امتحان هر چيزى تا ظاهر شود هر خيرى و شرّى [ كه در وى است ] 123
شرح فايدهء حكايت آن شخص اشتر جوينده 125
حكايت هندو كه با يار خود جنگ مىكرد بر كارى و خود خبر نداشت كه او هم بدان مبتلاست 125
شكايت كردن پيرى با طبيب از رنجهاى خود 128
آغاز منوّر شدن حواسّ عارف 128
كرامات آن درويش [ كه در كشتى متّهمش كردند ] 130
بيان آن دعوى كه عين آن دعوى [ گواه صدق خويش ] است 133
قصّهء برخاستن منازعت از ميان انصار به بركت رسول عليه السلام 133
قصّهء بط بچگان كه مرغ خانگى پروردشان 134
عذر گفتن فقير با شيخ 135
دفتر سيوم 137
در بيان آنكه [ اللّه ] گفتن نيازمند ، عين لبّيك گفتن حق است 139
حكايت آن مرد روستايى 140
قصّهء اهل ضروان و حيله كردن ايشان 142
رسيدن خواجه با قوم خود [ به ديه ] 142
شرح مثنوى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 11
مساهمون: على اوجبى
صمقدمهء مصحح ١١