سبزه روياند ز خاكت آن دليل
/ 656
سبْقِ بىچون و چگونهء معنوى
/ 662
ستر چه در پشم و پنبه آذرست
/ 590
سجده آمد كندن خشت لزب
/ 364
سجده خود را مىكند هر لحظه او
/ 765
سجده مىكرد او كه اى كلّ زمين
/ 671
سحر عينست اى عجب لطف خفيست
/ 285
سحْر [ و ] ضدِّ سحْر را بىاختيار
/ 689
سخت بىصبر و در آتشدانِ تيز
/ 568
سخت خاكآلوده مىآيد سخُن
/ 298
سخت درماند امير سست ريش
/ 83
سخت مست و بىخود و آشفتهاى
/ 590
سر ازآنرو مىنهم من بر زمين
/ 245
سرِّ استثناست اين حزم و حَذَر
/ 784
سر چنين كردند هين فرمان تراست
/ 520
سر چه مىپيچى چرا ناديدهاى
/ 278
سرخ و سبز افتاد نسخ نوبهار
/ 384
سرشكسته نيست هين سر را مبند
/ 76
سِر كشد گوش محمّد در سخُن
/ 459
سركشى از بندگان ذو الْجلال
/ 187
سركه افزوديم با قوم زحير
/ 398
سرّ من از نالهء من دور نيست
/ 5
سر ندارد كز ازل بودست پيش
/ 216
سرورى زهرست جز آن روح را
/ 444
سعى شكر نعمتش قدرت بوَد
/ 72
« سعيكم شتّى » تناقض اندريد
/ 677
سغبهء صورت شد آن خواجهء سليم
/ 475
سلسلهء اين قوم جعد مشكبار
/ 570
سلّه بر سر در درختان زيرشان
/ 537
سنّتى بنهاد و اسباب [ و ] طُرُق
/ 701
سنگ با تو در سخن آمد شهير
/ 531
سنگ بر آهن زنى آتش جهد
/ 64
سنگ خارا گشت از آن خو برنگشت
/ 534
سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف
/ 118
سنگ و آهن مولدِ ايجادِ نار
/ 663
سنگها و كافران سنگدل
/ 102
سنگهاى امتحان را نيز پيش
/ 479
سنگهايت صد هزاران پاره شد
/ 531
سوختم من سوخته خواهد كسى
/ 129
سوخته چون قابل آتش بوَد
/ 129
سوى اضلال ازل پيغام كرد
/ 696
سوى بحث خويش بازآ بوالْحسن
/ 563
سوى حسّ و سوى عقل او كاملست
/ 112
سوى دشت از دشت نكته بشنوى
/ 623
سوى دلّاكى بشد قزوينيى
/ 225
سوى سوراخى كه نامش گوشهاست
/ 416
سوى شامست اين نشان و اين خبر
/ 459
سهل گردان رهنما توفيق ده
/ 502
سيّد ، الأعمال بالنّيات گفت
/ 408
سيرِ جان بىچون بوَد در دَوْر و دَير
/ 516
سيرِ جسمانه رها كرد او كنون
/ 516
سير جسم خشك بر خشكى فتاد
/ 46
سينه خواهم شرحهشرحه از فراق
/ 4
شاخ تلخ ار با خوشى وصلت كند
/ 423
شاد آن صوفى كه رزقش كم شود
/ 630
شاد باش از عشق خوش سوداى ما
/ 8
شادمانه سوى صحرا راندند
/ 473
شاوروهُنّ پس آنگه خالفوا
/ 222
شاهِ احول كرد در راه خدا
/ 26
شاهِ از آن اسرار واقف آمده
/ 382
شاهِ امروزينه و فرداىِ ماست
/ 759
شاه با او در سخن اينجا رسيد
/ 354
شاهدت گه راست باشد گه دروغ
/ 200
شاهد تو سدّ روى شاهدست
/ 243
شاهدِ شاهد هزاران هر طرف
/ 628
شاه را غافل مدان از كارِ كس
/ 709