تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
أُناسٍ بِإِمامِهِمْ . »
« 1 » قوله :
در يكى گفته كه صد يك چون بود * [ اين كى انديشد مگر مجنون بود ]
اشارت [ است ] به مضمون : « العبد عبد و الحق حق « 2 » » ، [ و ] « ما للتراب و ربّ الأرباب « 3 » . » قوله :
هر يكى قولى است ضدّ يكدگر « 4 » * [ چون يكى باشد يكى زهر و شكر ]
تا آنجا كه ، قوله :
وحدت اندر وحدتست اين مثنوى * [ . . . ]
اين ابيات مقولهء حضرت مولوى است . و حاصل معنى آنكه ، اقوال وزير ضدّ همديگر است و مختلف در معانى و صور . اما در نظر كسى كه دربند تعيّنات است و زهر و شكر و نفع و ضرر را هم تفريق مىكند ، وقتى كه از تفرقه و پراكندگى برآيد ، بجمع الجمع كه وحدت اندر وحدت باشد گرايد . قوله :
[ . . . ] * از سمك روْ تا سماك اى معنوى « 5 »
يعنى ، از نشيب به فراز شو اى مرد صاحب معنى ؛ و از حضيض امكان برآمده ، بر اوج وجوب سير كن . به خاطرت نرسد كه اسباط نصارى همگى دوازده تن بودند . اگر وزير به نام هر يك طومارى نوشته باشد ، عدد طوامير از دوازده متجاوز نمىشود . و آنچه از احكام مختلفه حضرت مولوى تعداد فرموده‌اند ، زياده از دوازده است . پس تطبيق چطور شود ! زيرا كه آن چيز از اختلافات بيان كرد . بر سبيل تمثيل است و تمثيلات از اين جهت دل سامع را اطمينان دهد ؛ هر قدر بيشتر ، بهتر .
هامش
( 1 ) الإسراء ( 17 ) آيهء 71 : « روزى كه هر گروه از مردم را به پيشوايانشان بخوانيم . » ( 2 ) « بنده ، بنده است ؛ و حق ، حق است . » ( 3 ) نك : امثال و حكم ؛ ج 2 ، ص 682 . « خاك را با پروردگار چه كار ! » در گلشن راز آمده :عدم كى راه يابد اندرين باب * چه نسبت خاك را با ربّ ارباب( 4 ) در نسخهء ق : هم‌دگر . ( 5 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك از دريا به دريا ؛ ذيل وحدت .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 38 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى