هرگاه كه انديشه اراده ديدن چيزى داشت ديده بر آن دگرگون شده و انديشه را از مقصود دور تر مىكرد و به حسرت مىنشست و هرگاه نور تفكّر مىتابيد متلاشى و مضمحل مىشد و دچار خسران مىگرديد پس هيچكس مانند باخبر تو را خبردار نمىكند پس چون چنان ديدم از پشت پردهء بندگى فرياد برآوردم :
پروردگارا ترا تسبيح گويم اين من از گروه ظالمانم « يعنى ظالم لنفسه » « 1 » گاه بخشش تست اين بنده را كه : من غروبكنندگان را دوست ندارم « 2 » پس روى بسوى معبودى كردم كه گشاينده آسمانها و زمين است درحالىكه از مسلمانان و حنفاء دينم « 3 » و مشرك نمىباشم و نماز و حج و حيات و مرگم براى خداى هر دوعالم است آن معبودى كه بدون شريك است و بدين توحيد مأمورم و از مسلمانانم « 4 » » .
و به توحيد مأمورم اشاره به آياتى است كه خداوند فرمايد همه بر فطرت توحيد آفريده شدهاند .
غزل ذيل از مؤلف است كه در ديوان بطبع رسيده است :
هر جميلى كه بديديم به دو يار شديم * هر جمالى كه شنيديم گرفتار شديم
كبرياى حرم حسن تو چون روى نمود * چار تكبير زديم از همه بيزار شديم
پرتو حسن تو چون تافت برفتيم از هوش * چونكه هوش از سر ما رفت خبردار شديم
در پس پردهء پندار بسر مىبرديم * خفته بوديم ز هيهاى تو بيدار شديم
شربت لعل لبت بود شفاى دل ما * به عبث ما ز پى نسخهء عطّار شديم
مصحف روى و حديث لبت از ياد ببرد * هرچه خوانديم و دگر بر سر تكرار شديم
هامش
( 1 ) - سورة الانبياء آيت 87 : فنادى فى الظلمات ان لا إله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين .
( 2 ) - سورة الانعام آيت 76 : قال هذا ربى فلما افل قال لا احبّ الآفلين .
( 3 ) - سورة الانعام آيت 79 : انّى وجّهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين .
( 4 ) - سورة الانعام آيات 162 و 163 : قل انّ صلاتي و نسكى و محياى و مماتى للّه رب العالمين . لا شريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين .