حسن او بود كه بر روى بتان جلوه نمود * حسن اغيار جفا كار غلط بود غلط
عشق او بود كه آتش به دل و جان مىزد * عشق خوبان ستمكار غلط بود غلط
عمر آنست كه با دوست سرآيد اى فيض * هر چه كرديم جز اين كار غلط بود غلط
( 512 ) جمال « 1 »
سوى ما مىكنى نگه به غلط * دل ما مىبرى ز ره به غلط
با دلم لطف اگر كنى سهلست * مىكند آدمى گنه به غلط
رغم من سوى غير مىنگرى * دل من مىكنى سيه به غلط
گه « 2 » مرا ديگرى گمان كرده * نگه خود كنى تبه به غلط
باز گردى ز كوچهء مقصود « 3 » * تا « 4 » دچارم شوى به ره به غلط
گر برآئى به گوشهء بامى * تا نمائى به خلق مه به غلط
شاه فرمان روا توئى اى جان * ديگران راست نام شه به غلط
نيست جاى سپاه غم دل من * اين طرف آمد اين سپه به غلط
لطفت از بهر غير عمدا هست * فيض را نيست هيچگه به غلط
( 513 ) كمال « 5 »
روى دل سوى هوا كردم غلط * جاده در راه خدا كردم غلط
چشم عقلم بود و بستم كاشكى * كور بودم از عمى كردم غلط
يا گمان بردم هوا هم رهبريست « 6 » * رهزنى را رهنما كردم غلط
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : گر .
( 3 ) - عق : گم كنى گاه راه خانهء غير .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : گر .
( 5 ) - عنوان از اصلى .
( 6 ) - عق : رهبرست .