( 510 ) عشق « 1 »
غير عشق رخ دلدار غلط بود غلط * هر چه كرديم جز اين « 2 » كار غلط بود غلط
هر چه گفتيم و شنيديم خطا بود خطا * جر حديث لب دلدار غلط بود غلط
كاش ز اول « 3 » شدمى از دو جهان بيگانه * آشنائى به جز آن يار غلط بود غلط
اين كه گفتند وفائى به جهان مىباشد * ما نديديم وفادار غلط بود غلط
يار غمخوار وفادار به جز دوست نبود * سخن يارى اغيار غلط بود غلط
هوس گلشن فردوس سبك بود سبك * عشوهء دينى غدّار غلط بود غلط
اى برادر ز من راست شنو حرف درست * هر چه جز يار و غم يار غلط بود غلط
فيض جز عشق و غم عشق دگر كارى « 4 » نيست * كار ديگر به جز اين كار غلط بود غلط
( 511 ) حق « 5 »
حرف بيگانگى يار غلط بود غلط * سخن دورى و آزار غلط بود غلط
آشنا بود و وفادار و بدلها نزديك * غير اين در حق آن يار غلط بود غلط
راست آن بود كه مستان غمش مىگفتند * سخن مردم هشيار غلط بود غلط
يار با ماست به هر جاى ز قرآن بشنو * سخن حامل اسفار غلط بود غلط « 6 »
يار با ماست نه دورست و نه بيگانه « 7 » ز ما * آن سخنهاى دل آزار غلط بود غلط
هر چه گفتيم و شنيديم به او بود و ازو * تهمت صحبت اغيار غلط بود غلط
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ ش : غير اين .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : كاس اوّل .
( 4 ) - چ ش : ديگر چيزى ، چ پ : دگر چيزى .
( 5 ) - عنوان از اصلى
( 6 ) - چ پ ، چ ش : بيت را ندارد .
( 7 ) - چ ش : دورست نه بيكار .