( 280 )
خوشا آنان كه ترك كام كردند * به كام عار ننگ از نام كردند
به خلوت انس با جانان گرفتند * به عزلت خويش را گمنام كردند
به شوق طاعت و ذوق عبادت * شراب معرفت در جام كردند
ز بهر صيد معنى دانهء ذكر * فكندند و ز فكرش دام كردند
به حق بستند چشم و گوش و دل را * محبت را به عرفان رام كردند
به حق پرداختند از خلق رستند * به شغل خاص ترك عام كردند
نظر را وقف كار دل نمودند * به جان اين كار را اتمام كردند
ز دنيا و غم دنيا گذشتند * مهمّ آخرت انجام كردند
كشيده دست از آسايش تن * به محنت همچو فيض آرام كردند « 1 »
( 281 )
خوشا آن كو انابت با خدا كرد * به حق پيوست و ترك ما سوى كرد
خوشا آن كو دلش شد از جهان سرد * گذشت از هر هوس ترك هوا كرد
خوشا آن كس كه دامن چيد از اغيار * به يار واحد فرد « 2 » اكتفا كرد
خوشا آن كس كه فانى گشت از خود * ز تشريف بقاى حق قبا كرد
خوش آن كو در بلا ثابت فدم ماند * به جان و دل به عهد ذرّ « 3 » وفا كرد
خوش آن كو لذّت دار الفنا را * فداى لذّت دار البقا كرد
خوش آن دانا كه هر دانش كه اندوخت * يكايك را عمل بر مقتضى كرد
خوشا آن كو به حدس صايب عقل * مهمّ و نامهم « 4 » از هم جدا كرد
خوشا آن كو به تنهايى گرفت انس * چو فيض ايّام بگذشته قضا كرد
( 282 )
آنان كه ره عالم ارواح بپويند * مردانه ز آلايش تن دست بشويند
هامش
( 1 ) - بدون تفاوت در همهء نسخهها .
( 2 ) - عق : خود .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : او .
( 4 ) - عق : مهمّ نامهمّ .