ناقصان اهل را كامل كن از روى كرم * كاملان قوم را ايمن كن از عين الكمال
بر تو پنهان نيست آنها را كه طى كردم لقب * جملهاى بهر دعاشان مىكنم از دل سؤال
هر كه رفت و شد نصيب ديگران از وى لقب * كن غريق رحمتش از فضل خود اى ذو الجلال
باقيان را كام بخش و دل بده در نشأتين * تا بود مسعود هر يك در كمال و در جمال
گر مرا باشد نجاتى شافع ايشان كنم * يا شفيع من كن ايشان را گر ايشان راست حال
دوست مىدارم من ايشان را تو همشان دوست دار * هم مرا برهان هم ايشان را بعقبى از نكال
خامه بگرفتم براى نامهء اشرافشان * اين دعا بر لوح موزون شد ز لطف ذو الجلال
مىرسد از لطف حق فيضى به محبوبان فيض * هر كه باشد صدر باشد جاش يا صف نعال
اعتراف به تقصيرات كثير در مقابل نعم « بتازى »
حمدُ تعظيم مِن العبد الاقلّ * لاله الاعظم الرّب الاجل
ثُم تسليم عَلى مَن قد سما * فى جبال العزّ فى اعلَى القُلل
من نبىّ جاء بالحقّ او وصىّ * سيّما من فاق فى ذاك الجبل
بعد ذنبك قصّة اقصص عليك * اعطنى قلبا مليئا بالوجل
انّ قلبى ذات يوم قال لى * انّ بى امرا عظيما قد نزل
هامش
از شاگردان ديگر فيض آقا محمد رضا كاشى متخلص به حمد كه اين لقب را فيض به او داده شعر او در ص 177 جنگ 1093 آقاى دكتر بهنيا .