تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نامهء « ربّنا ظلمنا » را * خوانده استاد درس خانه خاك
176
نكته‌ها چون تيغ پولاد است تيز * گر ندارى تو سپر واپس گريز
212
نمونه‌اى است خود از بخت دى از آن گردند * ز تاب طبيعت او اختران نهان از بيم
123
نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب من دانم
212
نيست از بهر آسمان ازل * نردبان پايه به ز علم و عمل
66 ، 243
و أنت الكتاب المبين الّذى * بأحرفه يظهر المضمر
88 ، 243 ، 287
هرچه پيش تو بيش از آن ره نيست * غايت علم توست ، اللّه نيست
48
هرچه خواهى بگوى ، ها يا هو * ليس ما فى الوجود ، الّا هو
229
هر كسى را اصطلاحى داده‌اند * روميان را اصطلاح . . .
190
هر كه او بىنقش و صافى سينه شد * نقشهاى غيب را آيينه شد
259
هر كه پى بر پى من بشتابد * آنچه من يافتم او هم يابد
165
هر كه خواند دعا من طمع دارم * زانكه من بندهء گنهكارم
305