يادداشت بر رسالهء ملكات انسان
1 . ما سوى ، خاصه انسان را پيوندى است با ملكوت .
ارتباطى بىتكيّف بىقياس * هست رب الناس را با جان ناس
كه :
« فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
. يس / 84 .
و نيز موجودات ، آيات و آثار حق سبحانهاند . فلذا با توجه به اين دو تمهيد ، آنكه ربط مخلوق را با خالق وى مىداند و آنكس كه خداى سبحان را دوست مىدارد ، لاجرم با خلق او نيز مشفق است . رزقنا الله و ايّاكم .
2 - 3 . در مكانى ديگر اشارت نموديم كه اتحاد مدرك و مدرك را در حكمت متعاليه مكانتى علياست حال گوييم كه اگر مدرك شىء مادى باشد و بهوسيله حواس ادراك گردد ، لاجرم مدرك ، موجودى است مجرد از غواشى مادى و الطف از آن . بل بايد گفت كه مدرك ، انشاء نفس است مر موجود خارجى را در خويش ، به وزان شىء خارجى . و نيز بايد دانست كه اگر تمركز مدرك در مدرك و توجّه به او به طول انجامد ، انا مدرك عين انا مدرك خواهد شد و نفس مدرك را فتمثل لها بشرا سويّا محقّق مىگردد و بر اين اساس نيز ، جزاى نفس عمل است . تدبّر شود .
4 . حكماى الهى ، آن مقامى را كه بنام مرتبهء عقل بالمستفاد ناميدهاند ، عرفاء شامخين مسمّاة به مقام قلب فرمودهاند و آن خاص انسان كامل مؤيد به روح القدس است .