گويد : « مولد و مضجعش خاك شيراز است و وى به غايت در رياضيّات ، خصوص اعداد و اخواتش ، رياضت كشيده بود و ذوق تصوّف عالى داشت ، و كلام صوفيانه را اكثر مطالعه نموده بود ، [ به ] اصطلاحات طبقه رسيده بود و قريب بود كه بالكليه از موهومات بگذرد و [ با ] ارادت تام به خدمت بابا رجب مىگفت : اگر ارادت تو نسبت به من از صميم قلب است ، تو نيز اقتدا به من كن و الّا آزار من مده و برو كلّهاى بيار ، لهذا هر روز به معذرت تقصير تابعيّت كلّهاى به دست خود خريده پيش او مىبرد و كلّه بر زمين مىگذاشت ، مع هذا با علماى ظاهرى و باطنى در گلستان سر و كلّه مىزد .
چند رسالهء نظم و نثر ازو نزد بنده است ، از جملهء « حلّ الرّموز » و « نظم شرح الكنوز » و « آثار الاطوار » از اوست : ( هشتاد بيت ) :
غَرَض از عشق ، تَجلّاى وجود ازلَست * لا يزال آمده عشق و صفتش لميزلست
انوار تجلّيات از طور وجود * اجزاى وجود عالم غيب و شهود
از حلّ الرّموز :
كن فكان حرفى از كتاب وى است * بل يكى ذرّه ز آفتاب وى است . . .
اينكه داراى هواى درويشى * تا بيابى صفاى درويشى
ديده بگشا نگاه كن در كار * عقل را پير راه كن در كار