در آينه حال پُشتِ چشم ار بينى * يك چشم بپوشىّ و به ديگر بينى
كورَت بينَد هر آنكه بينَد زِ قَفا * اينست مِثال خِير و شر ، گر بينى
* * *
در باغ ، چو ميلِ چيدنِ گُل كردم * بلبل نگران بود ، تَغافل كردم
كردند حريفان همه ، دامن پُرگل * من ، سينه پُر از نالهء بلبل كردم
* * *
منظورِ يقين ، دو حالتست از اشيا * هر لحظه ، وجودِ دگر و حُكم بَقا
تجديدِ وجود از عَدَم ، ذاتىِ ماست * وان حُكم بقا ، رابطهء فعلِ خُدا
و نيز ، جناب ايشان - آقاى گلچين معانى - در پانوشت آن مصحف گرانسنگ ، در ترجمت احوال پدر - يعنى محمود دهدار - رضوان اللّه تعالى عليه نگاشتهاى دارند كه بعد از عنوان نظر جناب هانرى كربن در « تاريخ فلسفه « 1 » » ايراد خواهيم نمود و نظر خوانندهء عزيز را به سهو جناب كربن و برخى از معاصرين پيرامون تميز دادن بين محمّد دهدار - صاحب رسايل - و پدرش محمود بن محمّد دهدار متخلّص به « عيانى » و مدفون به حافظيّهء شيراز ، جلب مىنماييم .
آقاى كربن رحمة اللّه تعالى عليه گويند :
بالاخره لازم است كه در اينجا از شخصيّتى عجيب يعنى
هامش
( 1 ) - تاريخ فلسفه / ترجمه آقاى جواد طباطبائى ، ج 2 ص 145 ، ط كوير .