تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
از روى صفا بدين درآئيد همه 420
از روى مثل خداست درياى محيط 698
از روى مَثَل كِشتهء دهريم همه 415
از روى يقين كسى كه انسان باشد 567
از شست قضا اگر رسد تير قدر 382
از شكر تو يك نفس نباشم فارغ 659
از شوق جمال جان‌فزايت در شام 446
از صحبت ناكسان تو بگريزى به 703
از صفاى مى و لطافت جام 234
از صورت انتقام بايد شستن 581
از علم و ادب چراغ خود روشن كن 290
از غايت حرص با مسلمان كردند 484
از غايت فقر و نيستى مضطربيم 559
از غم چو شود جهان به چشمم تاريك 410
از غم هجر مكن ناله و فرياد كه من 202
از غير تو هيچ كس نمىبيند خير 562
از غير خدا چو نيست فعلى صادر 703
از فضل خدا چو هست فيضى با من 503
از فقر مترس و رو به درويشان كن 296
از كران تا بكران لشكر ظلم است ولى 144
از كسب حلال نان خود پيدا كن 636
از كينه كه در سينهء ايشان جا داشت 431
از كينهء او گر دل خود پاك كنى 409
از گوهر تيغ ما جهان دارد زين 796
از لذّت ديروز اثر باقى نيست 227
از لشكر او اثر نماند باقى 621
از مال يكى شود سزاوار بهشت 618
از مجلس اهل جهل اى دل بگريز 224
از مردم بد غير بدى چشم مدار 791
از مردم تيره‌رو بگردان چون تير 309
از مردم چابلوس اى دل بگريز 277
از مرگ پدر نمىشود طفل يتيم 301
از مرگ تهى مساز پهلو كه به آن 473
از مرگ مرا نيست هراسى در دل 382
از مشرب من چو بهره‌اى يافته‌اند 363
از مشرق تحقيق برآيد خورشيد 653
از مشرق مرگ صبح پيرى بدميد 627
از مَلَك نُه فَلَك چو گردانست 82
از منّت مردم است بر دل بارى 637
از موت رسول استخوانى كه شكست 263
از موت نبى بر دل ما نيش آمد 260
از مهر سپهر معرفت دور شوند 586
از مهر على كسى كه يابد عرفان 170
از مهر و وفا كسى كه مسرور شود 232
از نامهء سياه نترسم كه روز حشر 127
از نقش كه بر گور نگارند چه سود 617
از نقطه چه حرفهاى بىحدّ كه نمود 40
از نيّت شر روى بگردان و بگو 275
از نيزهء من كه نخل باغ ظفرست 354
از هرچه كنى خيال خاموشى به 303
از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود 200
از هر طرفى فتنه برآورد علم 673
از هركه شدم بكام و ناكام جدا 233
از هستى آن قوم اثر باقى نيست 414
از هستى خويش گر تو غافل نشوى 43
از هستى ما كه هست مجموعهء كل 457