آن دم كه شود مراد طبعش حاصل 242
آن دم كه شود نور امامت ظاهر 646
آن دم كه غبار حرب انگيخته شد 736
آن دم كه كسى دشمن جان تو شود 409
آن دم كه كسى سلسلهء شوق گسيخت 407
آن دم كه كشى سماط جمعيّت خويش 411
آن دم كه كند نكتهء عرفان تصديق 20
آن دم كه كنم مقام در باغ بهشت 695
آن دم كه كنيم هر دو در بر جوشن 532
آن دم كه ميان خاك و خون مىغلطيد 661
آن رفت كه بود كشف ادريس نبى 651
آن روز كه آسمان به پرگار نبود 457
آن روز كه آفريده شد لوح و قلم 1
آن روز كه اين سراى ويرانه نبود 457
آن روز كه بر لوح قضا رفت قلم 699
آن روز كه خورشيد رخش جلوه نمود 40
آن روز كه شد روزى مردم تقسيم 630
آن روز كه شد صورت مرگش واقع 622
آن روز كه شد نور جمالت ظاهر 690
آن روز كه قدر ما به طاعت باشد 647
آن روز كه من به سال كودك بودم 797
آن روز كه من هواى نخجير كنم 655
آنست برادر كه خورد غصّه و غم 707
آنست غنى كه قاف تا قاف جهان 472
آن شاه كه اسب چرخ را زين كردى 794
آن شيردلم كه از كسى نگريزم 508
آن شيردلم كه خون اعدا ريزم 534
آن صبح كه خلق كاذبش مىخوانند 629
آنقدر سالكان كه ره بردند 162
آن قطره كه در صدف شود گوهر پاك 704
آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند 44
آن كس كه بجهل و كفر خود محكم بود 669
آن كس كه ترا ساخت غنى از همه چيز 226
آن كس كه نيافت از خدا دولت و بخت 753
آنكه او گشتى شتر بهر پسر 156
آنگاه شوى اهل توكّل كه ترا 467
آن معين شريعت احمد 162
آن من بر چرخ و آن او بشيب 42
آن مهر و وفا كه در ميان بود نماند 225
آن مه كه ازو دلم منوّر باشد 325
آن مه كه چو روز روشنى يافت شبش 757
آن مه كه كند توبه شكستن انگيز 237
آن مه كه كند ميان جانم مسكن 334
آن مى كه درين قرابه پيدا شده است 457
آن نقطه كه گشت جلوهگر در همه حرف 147
آن نور كه اوّل است در چشم خرد 147
آن نور كه بود در پس پردهء غيب 121
آن نيست غنى كه مال او گردد بيش 472
آنها كه طريق دوستى مىسپرند 231
آن يار كه غير او مرا يارى نيست 38
آن يار كهن كه بود با من همعهد 511
آورد پيالهاى پر از باده و گفت 237
آهندل و سخترو شود روز مصاف 769
ابروى حبيب را كنم قبلهء خويش 43
ابروى حبيب گر كنى قبلهء خويش 445
ابرى ز دود آه من سر مىكشد بر آسمان 764