راست كه شبانگاه كرد به جنگرونده ، و نيست تا روزشمار بازگردنده . و ما مردمى چنديم كه شكار نكند « 1 » نيزههاى ما ، چون نيزه زنيم قوم را ، غير كارزاركننده را . س :
مائيم كه خصم را به صد پاره كنيم * وز شهر بدن روانش آواره كنيم
چون قالب « 2 » او به خاك يكسان سازيم * فرزند و زنش يتيم و بيچاره كنيم
هامش
( 1 ) .E: بكند .
( 2 ) .G: غالب .