تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
انحطاط نطق انسان بر طبق مرتبهء اوست در كمال و نقصان ؛ و چون كمال صورى و معنوى آن حضرت مانند آفتاب لامع است ، كلام حقايق نظامش مطابق آن واقع است . س :
شاهى كه مهش غلام و مهرست كنيز * ناطق بكمال اوست قرآن عزيز گر قدر كلام او رفيع است چه دور * در خانه به كدخداى ماند همه چيز
و چون ذرّهء خاكسار و قطرهء بىمقدار ، حسين بن معين الدّين ميبدى ، روّح اللّه قلبه بالفيض السّرمدى ، در ساير اوقات بدل كامل او متوجّه و باهل محبّت او متشبّه است ، از عالم غيب اشارت منزّه از ريب رسيد كه اين ديوان رفيع ايوان وسيع ميدان را شرحى مىبايد نوشت و تخم سعادت ابدى در اراضى قابليّات مىبايد كشت . بنابراين مقدّمه ، قدم درين بحر عميق نهادم و در مدينهء علم را بمفتاح تحقيق گشادم و در تنقيح « 1 » مقاصد و توضيح معاقد « 2 » آن قصب سبق از اقران ربودم و احتراز از ايجاز و الغاز و اجتناب از اطناب و اسهاب التزام « 3 » نمودم . س :
اين نظم كه نعت او برونست ز فكر * دارد بجهان ميان هر طايفه ذكر با اين‌همه تاكنون بهر بيت شريف * بودند عروسان معانى همه بكر
و هرچند كه بيقين معلوم نيست كه اين بحر از خاشاك شعر غير صافى است ، اگر يك بيت شعر اوست ، مرا در دنيا و عقبى كافى است . س :
بس كه تابد مهر حيدر هردم از سيماى من * آسمان را سرفرازى باشد از بالاى من چون سخن گويم ز معراجش كه آن دوش نبيست * پاى در دامن كشد فكر فلك‌پيماى من بهر وصّافى او سر تا قدم گشتم زبان * تا نگردد غير مدحش ظاهر از اجزاى من طبع من تا گشت چون دريا ز فيض مرتضى * ابر گوهربار جويد فيض از درياى من
هامش
( 1 ) .D: تنقح . ( 2 ) .D: توضّح مقاعد . ( 3 ) .E: الزام .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 6 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين