تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصححان 34

مساهمون:

صمقدمهء مصححان ٣٤
صلح و جنگ ندارد ، و هرآن عمر كه نه به تزكيهء نفس صرف مىشود ضايع مىشمارد . » « 1 » و در رباعيى چنين مىسرايد :
تا من خبر از طور تصوّف دارم * بر ماضى عمر خود تأسّف دارم چون ترك تكلّفات رسمى كردم * صد عيش و نشاط بىتكلّف دارم

6 . شعر او

ميبدى در سخن منظوم نيز دستى داشته و به « منطقى » تخلّص مىكرده است . علاوه بر آنچه در همين كتاب از سروده‌هاى خويش آورده ، در خلال بعضى از منشآتش نيز گاه اشعار او را مىتوان يافت . از آن جمله است :
نامه‌ات بر چشم گريان گر بمالم تر شود * گر نهم بر سينه مىترسم كه خاكستر شود هر نفس خواهم كه گردد آتش آهم فزون * تا ترا احوال من هر روز روشن‌تر شود رشتهء جانم گسست و قالبم از هم بريخت * نسخه را چون بگسلد شيرازه از هم برشود سالها جان دادم و حال منت باور نشد * راضيم گر بعد مرگ من ترا باور شود منطقى در بحر حيرت گم كند كشتى دل * گرنه هر سو آهن پيكان او لنگر شود
* * *
اى خاك درت سرمهء ارباب نظر * بگشاى به روى منطقى باب نظر تخم طلب است در زمين دل من * وز فيض تو شد منتظر آب نظر
* * *
هامش
( 1 ) . همان : 129 .