تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

اشعار

الف - فارسى

آنجا كه عيان است . . . بيان است 300 آن را كه نه بخت يار باشد 230 آن كس كه نه درخور وصال است 230 آن مبدّل شد درين جو چند بار 514 آن موسى آتش جو . . . درختى رو 291 آن نافه‌اى كه جستى . . . گليم است 74 استاد تو عشق است بدانجا برسى 501 اگر گويى كه نتوانم 118 اولا خود ز ميانه پرداز 71 اى كريمى كه از خزانهء غيب 192 اى كه هرگز . . . نيافت 64 اى وجودت با عدم آميخته 441 باد سحر از ره بخارا 67 با يار كهن راز كهن بايد گفت 350 بر رخ هركس . . . غلامى او 365 بروز گنج نهانى . . . و شهود 507 بويى به مشام ما رسيده 497 به پايان آمد اين . . . همچنان باقى 501 به خودش آن‌چنان كند مشغول 392 به لطف و قهر جمال . . . جنّت و نار 507 بيدلى را كه عشق بنوازد 392 پادشاهان مظهر شاهىّ حق 513 پنج مستى است مرد را كه در او 442 تو او نشوى ، ولى اگر جهد كنى 468 تو درين راه نگنجى با تو 71 جمله تصويرات عكس آب جوست 514