مفقود است و در فهارس اثرى از آن تاكنون ديده نشده است .
مجموعا اندكى از اشعار وى ديده شده كه بعضى قوى و بعضى متوسط است و روىهمرفته مىتوان او را شاعرى متوسط دانست . در اينجا آنچه از اشعار را كه در منابع و فهارس به نام وى ديدهام براى شناخت مذاق مولانا آورده مىشود . بيت زير را اكثر تذكرههاى ديده شده ازو نقل كردهاند :
آنان كه به جز قامت سروت نگرانند * گر راست بگويى همه كوتهنظرانند
نمونهء ديگر اشعار وى همانا تخميس وى از قصيدهء بردهء بوصيرى است به انضمام ابيات فارسى در ترجمهء آن ، كه مىتوان آن را متوسط دانست :
يا أيّها المحتظي من لذّة الألم * يا أيّها المغتذي من ذلّة السقم
ما بال طرفك طول الليل لم تنم * أ من تذكر جيران بذي سلم
ترجمه
اى بهرهمند جان تو از لذت الم * وى يافته غذا دلت از ذلّت سقم
چشمت شب دراز چرا نامده به هم * ياد سلام رفتهء سلمى بذى سلم
نمونهء ديگر قطعهاى است عرفانى در شرح يكى از مقطعات سيد نعمة الله ولى كرمانى كه در نوع خود نمونهاى قوى است :
كسى كز آينهء سينه زنگ بزدايد * درو هرآينه نقشى كه هست بنمايد
بروز گنج نهانى به روز كشف و شهود * ز مفلسان دل و جانها به جلوه بزدايد
ز بذل نقطه برآيد نهان ذات الف * همه حروف صفات از فروع بگشايد
* * *
گهى مهى بنمايد ز روزن ذرات * گهى به گل رخ خورشيد را بيندايد
نقود گنج معانى علوى و سفلى * نهد دفينه در انسان به ملك بستاند
كند به صورت آدم تجلّى ظاهر * مظاهر ملكى را سجود فرمايد
وجود آدمى جام جهاننماى وى است * كه گاه باده در او گاه باد پيمايد