ساير ملاحظات خفيّه به ما سوى اللّه ؛ به جهت خوف از عقاب ، يا مبالات « 1 » و اعتبار كردن حالى از احوال خود ، يا از جهت خوف از ضرر اهل عالم و اميد نفع از ايشان ، و مبالات به شيئى « 2 » از اشيا به وجهى از وجوه و حالى از احوال عالم .
بحسم الرّجاء بالرضاء ،
به بركندن مادّهء رجا از حق يا از نفع خلق به رضا به قضاى حق .
و قطع الخوف بالتّسليم ، « 3 »
و به بريدن مادّهء خوف به تسليم نفس و سپردن خود به حق . « يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يريد » . « 4 »
و رفض المبالاة بشهود الحقيقة .
و برانداختن مبالات و اعتداد 199 و اعتبار اشيا و احوال به شهود حقيقت . و مراد به حقيقت در اين مرتبه توحيد افعال است به حسب قرينه ؛ و الّا در لفظ بر آن دلالتى ظاهر نيست .
و الدّرجة الثّانية : تجريد الانقطاع عن التعريج على النفس ،
و « 5 » درجه دوم « 6 » ، تجريد انقطاع از ميل به نفس است ؛ همچنانكه درجهء اول تجريد از ميل به خلق بود ؛ و اين به سه چيز است :
بمجانبة الهوى ،
اول ، انقطاع از ميل نفس به مخالفت هواى وى است ؛ چه حيات نفس به هواى وى است ، « 7 » و مجانبت هوا « 8 » موت وى . و انقطاع از وى به موت وى دست دهد .
و تنسّم روح الأنس ،
هامش
( 1 ) . مبالات : باك داشتن ( اين تعليقه ذيل كلمه مبالات در نسخه ج نوشته شده ) به صورت ( پاك داشتن ) .
( 2 ) . ج : شىء .
( 3 ) . ج : با التسليم .
( 4 ) . تركيبى است برگرفته از دو آيهء 27 ابراهيم و آيهء 1 مائده .
( 5 ) . ع : - و .
( 6 ) . ع : دويم .
( 7 ) . ع : - چه حيات نفس به هواى وى است .
( 8 ) . ع : هواى .