گفت :
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ
« 1 » اينجا موضع تميّز عبوديت است از ربوبيت ، اما آدمى را به مبلغ علم و طاقت خود عمل مىبايد كرد ، « و العواقب الى اللّه و المرء بنيّته و قلبه »
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ
« 2 » مىدانم كه وظيفه شما اين است كه در اين كار و در هرچه اسباب اين انفراد است تقصير نكنيد و به كلّ طاقت خود در آن كوشيد ، بر شما بيش از اين نيست ، شدن و ناشدن آن به شما دخلى ندارد ، آن كار خداى است « و يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يريد »
أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ
« 3 »
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 4 » و السّلام .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 188 - [ گنج هستى اينجا نهادهاند ]
من الفقير الى عفو اللّه عبد اللّه قطب الى الاخوان ، ايّدهم اللّه و اعان .
مسكين آدمى كه به جهان مىآيد و از جهان مىرود ، جهان ناديده ، اى دريغ ! ديگر بار رجوع به دنيا نخواهد بود ، گنج هستى اينجا نهادهاند ، از كنار فرات تشنهلب بازگشتن عجب حرمانى است ! منازل عدم طى كرد تا خود را به سرحدّ هستى رسانيد چون اينجا رسيد هيچ بر از هستى نخورد و چهرهء هستى ناديده چون خود بازگشت .
اى نارشيد مسافر ، اى نادان تاجر ، جهان بر تو مىگريد ، تو چه خندانى ! درنگر در
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 188 « و اگر غيب مىدانستم ، قطعا خير بيشترى مىاندوختم و هرگز به من آسيبى نمىرسيد » .
( 2 ) . سوره حجر ، آيه 37 « هرگز [ نه ] گوشتهاى آنها و نه خونهايشان ، به خدا نخواهد رسيد ، ولى [ اين ] تقواى شماست كه به او مىرسد » .
( 3 ) . سوره شورى ، آيه 53 « آگاه باشيد [ همه ] كارها به خدا باز مىگردد » .
( 4 ) . سوره قصص ، آيه 88 « جز ذات او همه چيز نابود شونده است ، فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مىشويد » .