تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
در ارض مشغول باشد و اگرچه خود را مصلح پندارد
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ
. « 1 » پس بر هر مؤمن فرض عين است كه تأمّل كند در نظام هستى تا زينت فايضه بر آن و نعمت مبذوله در آن يابد كه « تفكّروا فى آلاء اللّه » و چون به ادراك آن رسد ، همت او مصروف نباشد جز به اتمام آن ، اينجا ارادات او موافق ارادهء حق عزّ و جلّ شود نه او را از امر نارضايى باشد و نه امر را از او
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
« 2 » در اين مقام روى نمايد و رضوان ، در بهشت بر روى او بگشايد و در اين مقام به عدل حقيقى موصوف گردد و از تباه‌كارى و افساد در ارض محمى مانده ، راه صلاح پيش گيرد در پيروى صالح عليه السلام كه فرمود
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
. « 3 » اى اخوان ! به بيّنه دريافتيد كه تا كسى از زينت هستى واقف نمىشود ، راه صلاح پيش نمىتواند گرفت و واقف شدن از زينت هستى به تفكّر در خلق سماوات و ارض و ما بينهما حاصل شود و « موقوف عليه » واجب ، واجب است . پس تفكّر واجب باشد و بر هر مكلّف فرض عين . آخر در قرآن مجيد خوانده‌ايد
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 4 » و دانيد كه امر در وجوب حقيقت است و در غير آن مجاز ، و عدول از حقيقت بىصارفى روا نيست و اينجا صارفى نيست ، پس وجوب متعيّن است همچون
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
. « 5 » اى اخوان ! چون جسمانيّت بر مردمان غالب است ، گناهان جسم از سرق و قتل و
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه‌هاى 11 و 12 « و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد ، مىگويند ما خود اصلاحگريم ، به هوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمىفهمند » . ( 2 ) . سوره مائده ، آيه 119 « خدا از آنان خشنود است و آنان [ نيز ] از او خشنودند » . ( 3 ) . سوره اعراف ، آيه 74 « پس نعمت‌هاى خدا را به ياد آوريد و در زمين سر به فساد برمداريد » . ( 4 ) . سوره يونس ، آيه 101 « بگو بنگريد كه در آسمان‌ها و زمين چيست » . ( 5 ) . سوره بقره ، آيه 43 « و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد » .
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 446 | عبد الله قطب بن محيى