الوان هستى ، در هوام نگر كه از احقر حيواناتند و انواع آن را بين از زنبور و نحل و ذباب و پشه ، هر يكى امّتى جداگانه و او را كاروبار على حدّه ، هر يك به كاروبار خود مهتدى و در خور كار خود آفريده شده
الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« 1 » « اى اعطاه خلقته اللائقة به ثمّ هديه لاستعمال ما اعطاه من قوى الخلقة فيما اعطاها لاجله » .
اى اخوان ! هر صنف از اصناف حيوان در استغراق كاروبار خويش و انديشهء نظام امر خود چنانند كه جز خود را گويى نمىدانند ، گويى نه آدم آفريده شده و نه آدميان ، اين همه طنطنه آدمى چيست ؟
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
« 2 » .
اى اخوان ! هر يك از خداى خويش آگاهند و خداى ايشان از ايشان آگاه
كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ
« 3 » نه آگاهىاى بشرى ، آگاهىاى چنانچه خدا داند ، آگاهى بشرى بشر را باشد ، ترك زبان عرب نداند و عرب زبان ترك ، امّا خدا زبان هر دو داند .
اى اخوان ! در هر سرى سرىّ است ، سرّ حيوانات خداى ايشان داند
فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
« 4 » اى اخوان ! ديده برگشاييد بر جمال هستى و ببيند كه اين الوان هستى از كجا مىآيد و به كجا مىرود ، هرچه از هستى فرومىرود درود خود به دست وى به خداى رسانيد كه مىرساند ، اى اخوان ! گريبان صبر چاك كنم ؟ چه انديشه كنم ؟ بىطاقتم از شوق آنجا كه اين هستان ازآنجا مىآيند و باز آنجا مىروند ، اما دانم كه با كثافت
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيه 50 « اوست [ خدايى ] كه هر چيزى را خلقتى كه در خور آن است داده ، سپس آن را هدايت فرموده است » .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 38 « و هيچ جنبندهاى در زمين نيست و نه هيچ پرندهاى كه با دو بال خود پرواز مىكند ، مگر آنكه آنها [ نيز ] گروههايى مانند شما هستند ما هيچ چيزى را در كتاب [ لوح محفوظ ] فروگذار نكردهايم ، سپس [ همه ] به سوى پروردگارشان محشور خواهند گرديد » .
( 3 ) . سوره نور ، آيه 41 « همه ستايش و نيايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست » .
( 4 ) . سوره طه ، آيه 7 « او نهان و نهانتر را مىداند » .