او را نگيرد و او را معفوّ دارد ، چرا اين نگويد ؟ براى آنكه اين نه آن پادشاه است كه كسى او را نمىشناسد ، چه همهء دلها به خدايى خداى گواهى مىدهد و آيات خدا از آن هويداتر است كه بر آن پوششى باشد و از آن پرسشى بايد ، اما مجرم ظالم و جفاكار و ستمكار است و دفع حق مىكند با آنكه دلش گواهى به آن مىدهد و به آن مىگردد و لهذا چون به كشتى نشست خداى را مىخواند و باز كه به خشكى رسيد اعراض مىكند ، كما قال اللّه تعالى :
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ
« 1 » و در آخرت از آن معترف مىشود به حق كه نفس كه آلت انكار و استكبار بود در سوراخ خزيده ، و اگر ديگرباره همان مدد بيابد همان انكار و استكبار با سر گيرد كه
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
« 2 » لا جرم به وى گويند :
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
. « 3 »
هرچند سخن در نكوهش و مذمت مجرمان گويم از هزار يكى نگفته باشم و اگر ايشان نه سزاوار لعنت و سخط بودندى ، خداى رحمان رحيم لعنت نكردى ، چنانچه در حديث آمده : « ويل لمن لم يرحمه الرّحمن الرّحيم » لعنت خداى و لعنت فرشتگان و لعنت لاعنان بر مجرمان و ستمكاران ، و اگر مجرمان را خداى عزّ و جلّ مجرم آفريده مجرمند و چون مجرمند ملعونند و سزاوار نفرين و اگرچه مجرم بودن بد است مجرم آفريدن بد نيست و از تمامى قدرت است « * »
بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 4 » .
هامش
( 1 ) . سوره عنكبوت ، آيه 65 « و هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند ، خدا را پاكدلانه مىخوانند و چون به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد به ناگاه شرك مىورزند » .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 28 « و اگر هم بازگردانده شوند قطعا به آنچه از آن منع شده بودند بر مىگردند » .
( 3 ) . سوره يونس ، آيه 91 « آيا اكنون ؟ در حالى كه پيش از اين نافرمانى مىكردى و از تباهكاران بودى » .
( * ) . اين بحث علمى عميق ، بازگشت به فهم مباحثى چون نظام تكوين و تشريع ، ايجاد و اسناد ربوبى دارد . براى روشن شدن آن به دو كتاب ارزشمند « عدل الهى » و « انسان و سرنوشت » علامه شهيد مطهرى و نيز كتاب نفيس « طلب و اراده » حضرت امام خمينى مراجعه شود . ( ويراستار )
( 4 ) . سوره آل عمران ، آيه 26 « همه خوبىها به دست تو است و تو بر هر چيز توانايى » .