عمل ائمّهء عليهم السلام را بايد به عنوان يك اصل تربيتى در سيره شريفشان بدانيم .
پند گرفتن از داستانهاى پيامبران
قرآن كريم بر شيوههاى تربيتى مكتبى و قومى پرتو افشانى مىكند و از اين موارد است اين سخن خداى متعال كه مىفرمايد :
( إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِابِيهِ يَا أبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَابُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَكَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) « 1 » .
« [ ياد كن ] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت : اى پدر ! من [ در خواب ] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم . ديدم [ آنها ] براى من سجده مىكنند . [ يعقوب ] گفت :
« اى پسرك من ! خوابت را براى برادرانت حكايت نكن كه براى تو نيرنگى مىانديشند ، زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است * اين چنين پروردگارت تو را بر مىگزيند ، و از تعبير خوابها به تو مىآموزد ، و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مىكند ، همان گونه كه قبلًا بر پدران تو ، ابراهيم و اسحاق ، تمام كرد . در حقيقت پروردگارتو داناى حكيم است . »
حضرت يوسف عليه السلام هنوز كودكى خرد بود و تحوّلات زندگى منتظر او بودند ، تا از اين ميان يك پيامبر و رهبر بزرگ شكل گيرد و در آينده بر يكى از بزرگترين تمدّتها حكمرانى كند .
پس از آنكه يوسف صديق روياى خود را براى پدر تعريف كرد ، پدر با
هامش
( 1 ) - سورهء يوسف ، آيات 4 - 6 .