و يكى از اين فرقها وتبعيضهايى كه از حالت دورى از اسلام تراوش كرده است تا آنجايى كه به زنان مربوط است همين محدود كردن مسؤوليّتهاى سياسى ، اقتصادى و دينى به مردان و به ويژه به جوانان فرهيخته است . رسوبات اين فرهنگ هنوز در جانهاى بسيارى از مردان و زنان وجود دارد و آنان بر اين باورند كه ورود زن به محيط فعاليتهاى اسلامى و مكتبى يعنى خروج از محدوده دين و بيرون رفتن از دستورات و تعاليم اسلامى است كه اين انديشه با طبيعت توجيهگر ملّتهاى ما سازگار است ، بنابراين زن حق دخالت در سياست را ندارد ، چنان كه حق ندارد در هيچ طرح اجتماعى مشاركت كند . . .
و اين فرهنگ توجيهگر است كه به ظهور قدرتهاى ستمگر در كشورهاى ما منجرّ شده است .
ملّتهاى ما با بهانههاى مختلف از مسؤوليّت فرار مىكنند ، برخى سن زياد خود را وسيلهء قرار مىدهند و برخى خردى خود را وسيلهء توجيه عدم دخالت مىكنند و زنان نيز به اين وسيله چنگ مىزنند كه مادرند يا همسرند و ديگران پدر بودن را بهانه مىكنند . . . به همين سبب حكومتهاى ستمگر بر ملّتهاى مسلمان مسلّط ماندهاند . اگر همه باهم در مسؤوليّتهاى مكتبى و وظايف دينى مشاركت كنند و به كار و كوشش بپردازند ، هيچكس نمىتواند بهانه تراشى و توجيهگرى كند و بالاخره نظامهاى طاغوتى يكى پس از ديگرى فرو خواهد پاشيد و جاى خود را به نظامهاى اسلامى و مردمى خواهد داد .
دراين زمينه زنان ايرانى در انقلاب اسلامى الگوى خوبى براى زنان مسلمان هستند . زنان ايرانى در راهپيمايىها شركت مىكردند در حالى كه
آزادى و مسؤوليت زن (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: آژير
ص٥٤