پيرامون زن و مسؤوليتهاى مكتبى
پر واضح است كه ديد اسلام نسبت به زندگى فراگير و عام است ؛ يعنى اسلام هيچ فرقى ميان فرزندان بشر نمىگذارد ، اگرچه نسب نژادى و اجتماعى آنان فرق داشته باشد ، به جز فرقهايى كه طبيعت ساماندهى اجتماعى مقتضى آن است مثل قانون ولايت كه پدر - به عنوان مثال - بر خانواده ولايت دارد و يا امتيازى كه به مرد داده شده و يا امتيازاتى كه ويژهء زن است . . .
با اين وجود ، دورى مسلمانان از فرهنگ اصيل اسلامى و كج فهمى آنان ، اثر بسيار بزرگى در رسوخ بسيارى از مفاهيم اشتباه در اذهان آنان داشته است . مثلًا : با فرورفتن در برخى افكار و سنّتهاى جاهليّت ، گفتهاند :
زن شرى است كه وجود آن را بايد تحمّل كرد و مرد را بر زن برترى دادهاند . . .
تمام اينها به گونهاى دورى از اسلام است كه موجب شده فرهنگهاى غربى در برابر آن عكسالعمل نشان دهند و گروههايى پيدا شوند كه طالب حقوق زن باشند كه گويا حقوق زن در اسلام پايمال شده است .