و تجربههاى نيكوى بشرى را دراين زمينه درك كنند .
دين زيباترين سخن خود را چنين مىگويد : « هيچ بنايى در اسلام با بركتتر از بناى خانواده و ازدواج نيست . » . دشمنان تمدّن بشرى و دشمنان فطرت انسانها مىخواهند اين بنا را از طريق انتشار برخى افكار نابود كنند ، مانند انتشار اصل تساوى حوق زن و مرد و از بين بردن اصل قيّم بودن مرد .
خداوند سبحان در قرآن بر آن است كه در برابر ما مسلمانان - كه به فطرت او كه مردم را بر آن آفريده است ، به پاكى و طهارت ايمان داريم - نمونه هايى شيطانى ( كه در واقع هدفى بسيار زشت دارند و آن هدف نابود كردن خانواده ، نابود كردن جامعه و بهره كشى از انسانهاست ) قرار دهد تا ما به آگاهى كامل برسيم .
2 - پدران بايد به ضرورت برقرارى موازنه و تعادل در تلاش ميان خانه و بيرون خانه ايمان بياورند ، اضافه بر آنكه بايد باور داشته باشند كه فراهم آوردن محبّت بسيار مهمتر از فراهم كردن غذاست ، زيرا مىتوان كودك را براى گرسنگىاش فريب داد ، ولى محال است كه بتوان او را در مورد نبودن پدر فريب داد . و نيز اين پدر بايد بداند كه تربيت فرزندان بر عهده اوست و اين تربيت بدون شناختِ با دقّتِ خواستههاى درونى فرزندان ممكن نيست و در پرتو اين شاخت است كه تربيت و برآوردن نيازهاى فرزندان ميسّر مىشود . متوسّل شدن به تنبيه و زدن براى تربيت ، راهى است كه در تجربههاى گوناگون شكست خود را ثابت كرده است . - پروردگارا - مگر اينكه يك عمل رمزى تأديبى باشد كه هدف آن براى كودك تبيين شود .
وقتى پدر اعمال زور و فشار را يك عادت ريشهدار در وجود خود مىيابد - از آن جهت كه خود نيز از پدر و مادرش چنين ديده است - و به
آزادى و مسؤوليت زن (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: آژير
ص١٠٥