دوستان راه مىرفتيم كه از كنار مدرسهء دخترانهاى گذشتيم ، چون كه خيابان تنگ و شلوغ بود ، برخى دختر خانمها به ما نگاه مىكردند و چون ما در لباس روحانى بوديم ما را مسخره مىكردند ، و من جز اينكه بگويم :
سبحان اللَّه ، كارى نكردم ولى از اين ناراحت شدم كه اگر اين دانشآموزان ، مادر شوند ، چه خواهند كرد . آيندهء فرزندانشان چه خواهد شد . دخترانى كه امروزه در خيابانها و كوچهها مىبينى كه حيا و شرم از چشمهاى آنان رفته ، چگونه مادرانى شايسته خواهند شد تا مسؤوليّت نسل جديد را به عهده گيرند ؟ و اين گونه به نظرم آمد كه گويا اينها گمان نمىكنند در آينده مادر خواهند شد و فكر نمىكنند كه روزى بايد بر پسران و يا دختران خود محبّت و مهربانى نثار كنند .
خانواده اساسىترين و آخرين سنگر مربوط به توجه نيكو و تربيت سالم فرزندان است . بيشتر ابزار تربيتى مانند مدرسهها ومجلّهها امروز بر مدار نقشهها و برنامههايى مىگردد ، كه در ذهن و مغز برنامهريزان آن شهوت ، كجروى و گمراهى جريان دارد . اينجاست كه اگر ما نتوانيم خانهء خود را اداره كنيم ، بايد بپذيريم كه همه در معرض فروپاشى قرار گيرند .
اخيراً در مكّه مكرّمه در يك مجلس كه حدود سيصد زن حضور داشتند به روشنى و صراحت گفتم : مسؤوليّت زن ( مادر ) در جامعه معاصر ما مهمتر و خطيرتر از مسؤوليت دانشمدان ، سخنرانان و شخصيّتهاى اجتماعى ديگر است ، زيرا حكومتهاى ستمگر و پشت سر آن ، انگيزههاى جاهلى غربى براى ما چيزى باقى نگذاشتهاند . نقشهها و برنامههاى جهنّمى وشيطانى همه جا را اشغال كرده و بر همه چيز مسلّط شدهاند ، و فقط خانواده براى ما باقى ماندهاست كه قصد دارند آنرا نيز مصادره كنند .
آزادى و مسؤوليت زن (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: آژير
ص١٠٣