پيرجمال اين اختيار محدودى را كه براى انسان قائل است تحت عنوان توفيق معرفى كرده و مىگويد :
« توفيق عبارت از تدبير شخص است بر نهج ارادت ازلى و تقدير لميزلى و آنكه بىعمل به مطلوب رسيدن محال است . » « 1 »
اما پيرجمال روايت ديگرى نيز از جبر دارد كه آن را در تنبيه العارفين به اين شكل آورده است :
روزى شخصى از حضرت سرور اهل تصوف . . . پيرمرتضى على اردستانى از جبر سؤال كرد حضرت پير فرمود كه هرچه در حضور حضرت محمد ( ص ) مهر شده و قرار گرفته تغيير نمىيابد ، حاجت نيست كه عذر آورند ، عمل مىبايد كرد كه تغيير نمىپذيرد . بعد از وفات آن سيد ( ص ) هرچه عقل عاقلان بدان نرسد سخن در جبر گويند . . . « 2 »
2 . صفات و ذات خدا :
پيرجمال همهء صفات خدا و از جمله كلام او قران را قديم مىداند ، ولى مىگويد كه آنها در پوشش و سرّ محدث مخفى هستند . « 3 » و اگرچه قديمند ولى از ذات خداوند متعال جدا نيستند اما چون خرد ما نمىتواند پى به ذات خدا ببرد و ما از راه شناخت صفات ، راه به شناخت ذات خدا مىبريم ، گمان مىكنيم كه صفات حادثند . بهعنوان نمونه
كه بىيار دلجو نديدم حيات * كه يارست ذات و جهان چون صفات
و ليكن محال است اثبات ذات * بر اهل خيال و به جنس صفات
چو عشق است ذات و خرد چون صفات * خرد در نيابد فتوحات ذات « 4 »
همه ذات صرف است و نورش صفات * از اين نور پيدا شده كائنات « 5 »
كز آثار ذات است بود صفات * چه گر از صفات است لمعات ذات « 6 »
هامش
( 1 ) . همان ، برگ 135 .
( 2 ) . تنبيه العارفين ، برگ 289 .
( 3 ) . شرح الكنوز ، ص 234 .
( 4 ) . همان ، ص 188 .
( 5 ) . همان ، ص 165 .
( 6 ) . همان ، ص 338 .