به قولى سماعيل در پيش برد * دگر قول اسحاق دلريش برد « 1 »
در روايت داستان خواب ابراهيم ( ع ) و دستور قربانى كردن فرزندش ، اسحاق ( ع ) را انتخاب كرده و در پايان زنده ماندن اسحاق ( ع ) را اينگونه تأويل كرده است كه اگر اسحاق ( ع ) قربانى مىشد پيامبرى به محمد ( ص ) ختم نمىشد و ابراهيم ( ع ) چون نور محمدى را در چشم اسحاق ديد از قربانى كردن وى دست كشيد « 2 » :
تو نور محمد در اسحاق بين * نمودار انفس در آفاق بين
و باز در مصباح الارواح در ذكر اين عقيده گفته است :
جز محمد جمله پيغمبران * نسل اسحاقاند اى جوياى جان
يك روايت هست از اهل رشاد * كه محمد نيز از اسحاق زاد « 3 »
عقايد كلامى
1 . جبر و اختيار :
وى همانند عقيدهء غالب شيعيان در مورد مسئلهء جبر و اختيار معتقد به امر بين الامرين است و براى انسان اختيارى بسيار محدود در سايهء جبر الهى قائل است :
تو جبرى گهى باش اى محتشم * كه ميلت نباشد به ملك و حشم « 4 »
ز جبر آن هويدا نگردد يقين * كه جبرى نيابد حياتى ز دين « 5 »
سفر كردم اندر بيابان شرع * كه تقدير اصل است و تدبير فرع « 6 »
او در همين رابطه براى تعديل بين جبر و اختيار به روايت مفصل داستان زندگى شيخ عبد السلام كامويى كه سراسر جبر را بر اختيار مسلط نشان داده در قسم سوم شرح الكنوز پرداخته است . « 7 » و عقيدهاش را در طول آن بسط داده است .
هامش
( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 216 .
( 2 ) . همان ، ص 238 .
( 3 ) . مصباح الارواح ، ص 81 .
( 4 ) . شرح الكنوز ، ص 319 .
( 5 ) . همان ، ص 330 .
( 6 ) . همان ، ص 114 .
( 7 ) . ر ك . شرح الكنوز ، ص 320 به بعد .