يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ
« 1 » و بيان حديث « اللهم من آمن بى و صدقنى و علم ان ما جئت به هو الحق من عندك فاقلل ماله و ولده و حبب اليه و عجل قبضه اللهم من لم يؤمن بى و لم يصدقنى و لم يعلم ان ما جئت به هو الحق من عندك فاكثر ماله و ولده و أطل عمره » « 2 » شهادت امام حسين ( ع ) را بر اثر توجهش به دنيا و حكومت و البته استجابت اين دعا در حق او تأويل كرده است : « 3 » براى نمونه قسمتى از اين عقيده اينگونه آمده است :
حضرت عزّت شانه چون سعادتمندان را نمىگذارد كه ميل به دنيا كنند ، لاجرم آن درّ درج رسالت و آن درّى برج ولايت ، سرور و سالار اتقيا ، برگزيدهء نظر اصفيا حسين بن على مرتضى ( ع ) ، چون روى به كوفه آورد عنايت ازلى برحسب دعاى مصطفوى نگذاشت كه آن حضرت آلودهء ملك دنيا شود و گرفتار جاه فانى گردد لذا آن صورت روى نمود و سبب مزيد رفعت و كمال مرتبهء آن حضرت شد . . . « 4 »
و باز در همين مضمون در بداية المحبة آمده :
اى فرزند بدان كه حضرت سرور اوليا على مرتضى ( ع ) وصيت فرموده به جگرگوشههاى مصطفى ( ع ) يعنى حسن و حسين ( ع ) كه بپرهيزيد از دنيا و اگر رو به شما آرد زينهار كه رو از او بگردانيد و آن لؤلؤ و مرجان بحرين حقيقى گرفتار دنيا شدند و حقيقت نصح شاه ولايت دستشان گرفت و از ظلمت جاهشان بركشيد و امير المؤمنين حسن ( ع ) به اختيار ترك امارت فرمود و امام حسين ( ع ) چو ميل به كوفه كرد او را شهيد كردند . . . « 5 »
4 . احترام به خلفا و صحابه پيامبر ( ص ) :
جمالى در ميان تمام مثنويهايش در همه حال نام خلفاى ديگر را با بزرگى ياد مىكند و در ميان اشعار و گفتههاى ديگرش نيز هيچ مطلبى وجود ندارد كه از خلفا و صحابه ، گله و
هامش
( 1 ) . تغابن / 14 .
( 2 ) . سنن ابن ماجه ، جزء ثانى ، باب 8 ، ص 1385 .
( 3 ) . شرح الكنوز ، ص 286 .
( 4 ) . همان ، ص 282 .
( 5 ) . بداية المحبة ، كليات ( نسخهء خطى كتابخانهء ملّى پاريس ) .