عرفانى شيخ اكبر محيى الدين بن عربى طايى اندلسى را وارد شبه قارهى هند كرد . از يك سوى مطالعهى آثار ابن عربى و از ديگر سوى ارتباط شيخ صدر الدين عارف با فخر الدين عراقى - كه رسما به حوزهى ابن عربى منسوب بود و از شاگردان بهاء الدين زكريا مولتانى نيز محسوب مىشد - اين امكان را فراهم مىآورد تا صدر الدين عارف با آراى عارفانهى آن حكيم و عارف يگانه آشنا شده و طرحهاى نويى را در عرفان نظرى و عملى دراندازد . روشن شدن حدود اين امر محتاج بررسى ژرف و گستردهى تاريخى است . شيخ صدر الدين تدريس نيز مىكرد و شعر نيز مىسرود . او تأليفاتى نيز داشته است كه در گذر روزگار از ميان رفتهاند .
شيخ علاوه بر تربيت معنوى ميرحسينى هروى وظيفهى ارشاد و تعليم بسيارى از مشاهير عرفا را نيز بر عهده داشته است كه از آن جمله مىتوان به علاء الدين خجندى ، شيخ جمال خندان ، شيخ احمد معشوق ، و شيخ حسام الدين اشارت داشت . ميرحسينى هروى او را در مثنوى كنز الرموز چنين مىستايد :
آن بلند آوازهى عالم پناه * سرور عصر ، افتخار صدرگاه
آب حيوان قطرهى بحر دلش * چون خضر علم لدنّى حاصلش
صعبتر چون قول او افعال او * هم بيان او گواه حال او
صدر دين و دولت آن مقبول حق * نه فلك بر خوان جودش يك طبق
ملك معنى جمله در فرمان او * هم به كسب و هم به ميراث آن او
عارف و شاعر شهير آن روزگار شيخ فخر الدين عراقى نيز در قصيدهاى با مطلع :
دل ترا دوستتر ز جان دارد * جان ز بهر تو در ميان دارد
او را ستوده است 55 .
مزار امير حسينى در هرات است . او در گورستان قصبهى مصرخ در چند كيلومترى هرات مدفون گرديد . مصرخ قصبهاى آباد و از مراكز