و الطّاعة للّه و لرسوله و أولى الأمر منّا كما أمرنا .
يعنى محل رؤيت حبيب و اذن او به افشاى اسرار عشق ، محروسهء دمشق بود كه به نسبت با صاحب رؤيا بهترين اقاليم عالم است . سائلى از سيّاحى عاشق و مسافرى صادق پرسيد ، بيت :
كز ممالك گو كدامين بهترست * گفت آن جايى كه در وى دلبرست « 1 »
پس درين رؤيا چنان ديدم كه در دست رسول عليه السلام ، كتابى بود ، در مخاطبهء ( در مخاطبه من - خ ) مىفرمود كه اين كتاب « فصوص الحكم » است بگير و به سوى مردم بيرون آر تا ارباب قابليّت و استعداد بدان انتفاع يابند .
گفتم گوشوار استماع در گوش كنم و طيلسان اطاعت بر دوش افكنم و به حكم قضيّهء مرضيّه :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
فرمان خداى را انقياد كنم و در متابعت امر رسول كمر اطاعت بر ميان جان بندم كه اطاعت ربّ الارباب و خليفهء او كه قطب الاقطاب است از مواجب و لوازم است ؛ و خلفا و اقطاب ديگر را كه اولوالامراند در باطن ، و حاكم حقيقى در ولايت جان ايشاناند
هامش
- إعلام و بشارة للشيخ - رضى اللّه عنه - و هو جواب سؤال مقدر ، كأنه صلى اللّه عليه و سلّم سأل أن هذه الحكم تجلّ و تعلو عن أن تخرج الى الناس الحيوانيين ، فأجاب صلى اللّه عليه و سلم بأن فيهم ناسا مؤهلين للكمال ينتفعون به » .
بلكه عارف جامى در تقرير و تحرير اين سؤال و جواب ناظر به شرح جندى بر فصوص الحكم است .
( 1 ) - بيتى از دفتر سوم مثنوى عارف رومى بدين صورت است :گفت معشوقى بعاشق كاى فتى * تو به غربت ديدهاى بس شهرها
پس كدامين شهر زانها خوشتر است * گفت آن شهرى كه در وى دلبر است( چاپ عكسى از روى نسخه خطى قونيه ص 270 - س 25 ؛ و چاپ علاء الدوله - ص 293 - س 14 ) .
ص 40 - س 6 - قوله : « كما حدّه لي رسول اللّه . . . » در آخر فص آدمى فرمايد : « جعلت في هذا الكتاب منه ما حدّ لى لا ما وقفت عليه فإن ذلك لا يسعه كتاب و لا العالم الموجود الآن » .