تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
فصّ حكمة نورية فى كلمة يوسفية چون عالم ارواح كه مسمّاست به عالم مثالى ، عالمى است نورانى و كشف يوسف عليه السلام مثالى بود و بر وجه اتم و اكمل ، شيخ قدّس اللّه سرّه حكمت نوريّه را كه كاشف است از حقايق ، اضافت به كلمهء يوسفيّه كرد . و لهذا يوسف عليه السلام در علم تعبير كامل بود و مراد حق تعالى را از صور مرئيّه مثاليّه مىدانست ؛ و هر كه بعد از او اين علم را دانسته آخذ از مرتبهء اوست و مستفيد از روحانيّتش . و از براى قوت نوريّت روح يوسف عليه السلام صورت او به كمال و حسنش در غايت بهجت و جمال بود . و ببايد دانست كه نور حقيقى ذات الهيّه است و بس ، چه او اسمى است از اسماى ذات و هرچه برو اسم « غير و ما سوى اللّه » اطلاق كرده مىشود ظلّى است از ظلال او ، پس ارواح و عالم ارواح از ظلال اوست و نورانى بودنش به نسبت با عالم اجسام است . و چون دخول روح در عالم خويش بواسطهء عبورست از حضرت خياليّه كه مثال مقيّد است ، و به اشراق نور روح بر حضرت خياليّه ظاهر مىگردد صور مثاليّه ، واجب شد اولا انبساط نور برين حضرت تا روح مشاهده تواند كرد به شهود عيانى آنچه را متجسّد مىگردد از معانى و فايض مىگردد بر وى درين حضرت تا به‌واسطه تمرّن درين مشاهده انتقال از حضرت خيال كه مثال
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 467 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى